تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

رمان نوجوان

     

    شاهین و بشکه باروت

    نویسنده : محمد  رضا اصلانی

     

     


    خلاصه کتاب :
    چراغ زیر زمین و انباری کوچکمان را که روزگاری آب انبار خانه ی آقای کریمیان بود، روشن کردم. رو به روی کیسه های پر از زغال ایستادم و آماده شدم.
    ـ خوب فکر کن، ببین پاکت رو از کجا برداشتی. دقت کن، عجله نکن. سعی کن اثری از خودت باقی نگذاری. پاکت بابا رو به جای اولش برگردون.
    با این فکرها، به همان نقطه ای که بابا خیره شده بود دست بردم…



    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 3 شهريور 1392 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161590
  • بازدید امروز :162533
  • بازدید داخلی :14709
  • کاربران حاضر :176
  • رباتهای جستجوگر:319
  • همه حاضرین :495

تگ های برتر